تبليغاتX
ای کاش قلب ها در چهره ها بودند!

ای کاش قلب ها در چهره ها بودند!
آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی بکوش در کمال آنچه هستی باشی.


گوش کن

می شنوی؟

زمزمه را می گویم!

نه

نه

هیاهو

فریاد٬ را می گویم

می شنوی؟

آسمان

زمین

خاک

...

آغاز و تولدی

نو را فریاد می زنند

 

اما

قلب تو

نیز

آیا؟

+ نوشته شده در دوشنبه 19 فروردین1387 توسط نازآفرین |


آفتاب ،سوزان است

مرا در انتظار بالهایت رها مکن!

+ نوشته شده در سه شنبه 4 دی1386 توسط نازآفرین |


دیرزمانی است که انتظار مرا احاطه کرده

انتظاری که پایان مبهمی دارد

انتظاری که بیش از پیش دشوار می شود

وقتی زمانه نهی ات می کند

وقتی سیاهی و پلیدی در اطرافت سایه می گستراند

وقتی همراهی نداری

و

وقتی نمی توانی او را لمس کنی ...

 

ساعتی پیش بود

یا شاید چند روزی باشد که

آسمان اجازه داد گستره اش را نظاره کنم

همه می گویند هوا ابری است

یا حداقل با روزهای پیش فرقی ندارد

اما من آسمان را صاف می بینم!

آیا این فقط یک احساس است؟

نمی دانم

شاید بتوانم آگاهی ، را بیابم که قانعم کند زندگی سرسر احساس است!

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 12 آذر1386 توسط نازآفرین |


مرداب را

بهانه مکن

...

نیلوفر

همچنان

باقیست!

 

+ نوشته شده در سه شنبه 8 آبان1386 توسط نازآفرین |


... و

 خدا راز هستی را در فلب آدمی نهاد.

+ نوشته شده در دوشنبه 16 مهر1386 توسط نازآفرین |


 

+ نوشته شده در چهارشنبه 27 تیر1386 توسط نازآفرین |


نمی دانم چه کرده ایم

گناهمان چیست ؟

...

که دیگر عشق را

باورمان نیست

گویی عشق را در صفحات

کتاب بزرگ تاریخ دفن کرده ایم

اما من

قلبم را

به پای عشق

پیشکش می کنم!

...

عزیزم

عشقم را بپذیر.

+ نوشته شده در دوشنبه 11 تیر1386 توسط نازآفرین |


در آن هنگام که

قلب فرشته مان

را غم فرا گیرد

...

ابلیس می خندد !

+ نوشته شده در سه شنبه 22 خرداد1386 توسط نازآفرین |


میلاد عشقم

...

میلاد عشقمان

...

مبارک

+ نوشته شده در یکشنبه 13 خرداد1386 توسط نازآفرین |


رهایی تو

از قفس

بسی سهل تر است

از رهایی من

از زندان درون!

+ نوشته شده در سه شنبه 8 خرداد1386 توسط نازآفرین |


و در آن هنگام که

فرشته درون

می گرید

و

ابلیس برون

می خندد!!

+ نوشته شده در سه شنبه 1 خرداد1386 توسط نازآفرین |


آرزو

کردم

 که چون

 درآب دریا

غوطه ور شوم

به سان یک پری گردم

همان که تو می خواستی

زیبا ، چون یک پری دریا

اما!

این نکته از خاطر بردم که

چون چنین شود

کبوتر با کبوتر

باز با باز  !

 

+ نوشته شده در شنبه 22 اردیبهشت1386 توسط نازآفرین |


عزیزم

تبریک!

خوب

بازی

کردی

...

نقش-ت

را می گویم.

پ.ن: به راستی کدامین نفر از ما در نقش واقعی خویش بازی می کنیم؟
و چه تعداد از ما در نقش هایی دروغین؟ !

+ نوشته شده در دوشنبه 10 اردیبهشت1386 توسط نازآفرین |


می دونی مشکل

 این است

که من

عشق تو را

با عشق

شوالیه های

رمان هایی

که خواندم

مقایسه می کنم

ببینم مگر

عشق

با

 عشق

فرق می کند؟!

+ نوشته شده در پنجشنبه 23 فروردین1386 توسط نازآفرین |


چشمانت را

باور کردم

دل دادم

رویا آمد

دل بستم

زمان گذشت با

حلاوت سخنانت

...

به ناگاه

خوابم آشوب شد

نه

قلبم

آری

کابوس واقعیت!

+ نوشته شده در سه شنبه 15 اسفند1385 توسط نازآفرین |


آینه ها را نیز بشکنید

...

آینه ها هم دروغ می گویند!

+ نوشته شده در چهارشنبه 25 بهمن1385 توسط نازآفرین |


فراموش

مکن

که

من

نازآفرینم

و

تو

ناز ...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 27 دی1385 توسط نازآفرین |


!

به سکوت گذر می کنی

اما

چشمهایت فریاد می زنند

که

عاشقم هستی!

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 دی1385 توسط نازآفرین |


نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز

و به اندازه هر روز تو عاشق باشی

عاشق آنکه تو را می خواهد و به

لبخند تو از خویش رها می گردد

و تو را دوست بدارد به همان اندازه

که دلت می خواهد.

 

+ نوشته شده در دوشنبه 27 آذر1385 توسط نازآفرین |


دروغ های

شیرین

چه دلچسبند!

اما

...

اما

فردا

در راه است.

 

+ نوشته شده در یکشنبه 28 آبان1385 توسط نازآفرین |


ـمریم تا حالا شده به خاطر یکی از خیلی ها بگذری؟

ـآره ٬تا دلت بخواد مخصوصا این آخری!

آخه می دونی مجید انقدر غیرتی است که

اگر از دوستی من با اون یکی ها خبردار بشه ٬منو می کشه!!

+ نوشته شده در جمعه 19 آبان1385 توسط نازآفرین |


می خواهم

به هر قیمتی

عمق

عشقت

را دریابم!

 

+ نوشته شده در سه شنبه 25 مهر1385 توسط نازآفرین |


تبسم تلخم

با زاویه

تند

سخنانت

بی ارتباط

نیست!

+ نوشته شده در سه شنبه 11 مهر1385 توسط نازآفرین |


همیشه نباید

حقیقت را به صورت

طرف مقابلت تف کنی!

+ نوشته شده در سه شنبه 4 مهر1385 توسط نازآفرین |


!

...قطعا بدترین جنبندگان کرها و لال هایی هستند که

نمی اندیشند!...

                                                          انفال - ۲۲

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 شهریور1385 توسط نازآفرین |


ای عاشقان !

 

فراق را غنیمت شمارید

که فراق من از نوع دیگر است

 

غم را عزیز شمارید

که غم من از نوع دیگر است

 

درد را درمان کند

ناز نگاه یار ، اما

درمان درد من از نوع دیگر است

 

هجران یار ، شکر باشد اگر

وصال را ، امید

وصال یار من اما ،از نوع دیگر است

 

+ نوشته شده در یکشنبه 22 مرداد1385 توسط نازآفرین |


خسته ام از زندگی

از این دیار غربت

خسته از این آلودگی

خسته از این غبار روح

جاده دلتنگی و این

فسون غم آلوده عشق

بی روحی خلوتم و ...

+ نوشته شده در دوشنبه 16 مرداد1385 توسط نازآفرین |


 

نگاه تو

قلقلک می دهد

دلم را

و می خندد چشمانم

از حضور تو

آه

تبسم لبهایم را

دریاب!

+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385 توسط نازآفرین |


 

به یکباره لرزیدم

و جان دادم

از عادت عشق

و

تاوان با هم بودن

به پای خاطره ای

از یک عشق گمشده

 

+ نوشته شده در دوشنبه 19 تیر1385 توسط نازآفرین |


 

دیروز دل دادم

امروز دل شکستی

فردا!؟

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 14 تیر1385 توسط نازآفرین |