تبليغاتX
ای کاش قلب ها در چهره ها بودند!




















Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


ای کاش قلب ها در چهره ها بودند!

آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی بکوش در کمال آنچه هستی باشی.

 

     و تو را افسون کردم

     به عشقی که

     تو دوست بداری و

     معشوق تو را دور کند !

    

 

نوشته شده در چهارشنبه 21 اردیبهشت1384ساعت توسط نازآفرین| |

 

     گاهی می اندیشم که چگونه است که ما به تناسخ اعتقاد نداریم! ...

     در آن هنگام که آدمی مرد و جسم او به خاک سپرده شد و ....

     جسم او نیز دیر زمانی بعد جزئی از آن خاک می شود  اما حقیقت جهان و

     روح سرنوشت چه آینده ای برای این جسم خاک شده به ارمغان می آورند ؟!

     آیا روح آن انسان در روح این خاک و سرنوشت بعدی او هیچ تاثیری نخواهد داشت؟!

     و یا سرنوشت او به آن روح وابسته است؟

     شاید آن خاک مهری شود از برای یک عابد و صحنه سجده خلوص انسانی را

     در پیشگاه اعظم الهی تداعی کند.

     و یا شاید از برای کوزه ای سفالین بکار رود و

     جامی شود از برای تشنه لبان و یا جام شراب میگساران!

 

     آیا تفاوتی میان این خاک و آن خاک متصور است ؟

 

نوشته شده در پنجشنبه 15 اردیبهشت1384ساعت توسط نازآفرین| |

 

     و امروز

     چشم ها چه وقیح گشته اند!

     چه ناپاک و بی حیا

     که گویی

     در جستجوی گوهر تو

     از هیچ چیز فرو گذار نیستند!

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 7 اردیبهشت1384ساعت توسط نازآفرین| |

 

     گاهی از هجوم عشق تو

     شک بالا می آورم!

 

نوشته شده در پنجشنبه 1 اردیبهشت1384ساعت توسط نازآفرین| |


Design By : Night Skin