ای کاش قلب ها در چهره ها بودند!
آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی بکوش در کمال آنچه هستی باشی.
و تو را افسون کردم به عشقی که تو دوست بداری و معشوق تو را دور کند ! گاهی می اندیشم که چگونه است که ما به تناسخ اعتقاد نداریم! ... در آن هنگام که آدمی مرد و جسم او به خاک سپرده شد و .... جسم او نیز دیر زمانی بعد جزئی از آن خاک می شود اما حقیقت جهان و روح سرنوشت چه آینده ای برای این جسم خاک شده به ارمغان می آورند ؟! آیا روح آن انسان در روح این خاک و سرنوشت بعدی او هیچ تاثیری نخواهد داشت؟! و یا سرنوشت او به آن روح وابسته است؟ شاید آن خاک مهری شود از برای یک عابد و صحنه سجده خلوص انسانی را در پیشگاه اعظم الهی تداعی کند. و یا شاید از برای کوزه ای سفالین بکار رود و جامی شود از برای تشنه لبان و یا جام شراب میگساران! آیا تفاوتی میان این خاک و آن خاک متصور است ؟ و امروز چشم ها چه وقیح گشته اند! چه ناپاک و بی حیا که گویی در جستجوی گوهر تو از هیچ چیز فرو گذار نیستند! 

| Design By : Night Skin |

