ای کاش قلب ها در چهره ها بودند!
آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی بکوش در کمال آنچه هستی باشی.
این سخنان سحر آمیز مرا غمگین می کند و سکوت شب مرا افسون! آه اینچنین فسون شب ها و مهر دلها ما را سحر می کند و بی رحمی سرنوشت ما را خرد! آری از زمانه بیداد می کنم فریاد می زنم و می گریم اما اینها راه به جایی نمی برند! ای شعر شب های ناز من مرا رها کن سوگند به اشکهایت سوگند به سحر کلامت دلم دیگر غم را تاب نمی آورد مرا رها کن! ... نفرین ابد بر تو ای ابلیس!
این میعاد های شبانه
نوشته شده در شنبه 16 اردیبهشت1385ساعت
توسط نازآفرین| |
هبوط یا سقوط؟
نوشته شده در شنبه 9 اردیبهشت1385ساعت
توسط نازآفرین| |
| Design By : Night Skin |

