ای کاش قلب ها در چهره ها بودند!
آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی بکوش در کمال آنچه هستی باشی.
به یکباره لرزیدم و جان دادم از عادت عشق و تاوان با هم بودن به پای خاطره ای از یک عشق گمشده گاه به قدر پلک زدنی قلبم می لرزد می لرزد از اینکه ... نمی دانم شاید آیا من نیز زمانی چون قهرمان داستان های عشقی به افسوس خواهم نشست؟! وای بر من اگر ...
نوشته شده در دوشنبه 19 تیر1385ساعت
توسط نازآفرین| |
نمی دانم چرا
نوشته شده در جمعه 9 تیر1385ساعت
توسط نازآفرین| |
| Design By : Night Skin |

